
حکایات طنز عبید زاکانی شرط آزادی (از رساله اخلاق الاشراف – باب پنجم در سخاوت) اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «حکایات طنز عبید زاکانی شرط آزادی (از رساله اخلاق الاشراف – باب پنجم در سخاوت)» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. یکی از بزرگان عصر با غلام خود گفت که از مال خود پاره ای گو...
ادامه مطلب
یکی از بزرگان عصر با غلام خود گفت که از مال خود پاره ای گوشت بستان و زیره بایی معطّر بساز تا بخورم و تو را آزاد کنم. غلام شاد شد زیره بایی بساخت و پیش آورد. خواجه اش آش بخورد و گوشت به غلام سپرد. روز دیگر گفت بدان گوشت نخود آبی مزعفر بساز تا بخورم و تو را آزاد کنم. غلام فرمان برد و نخود آب ترتیب ترتیب کرد و پیش آورد. خواجه اش آش بخورد و گوشت به غلام سپرد. روز دیگر گوشت مصمحل شده بود، گفت این گوشت ...
ادامه مطلب